تبليغاتX
خیمه۲

خیمه۲
پایگاه اطلاع رسانی برنامه های هیات قاسم ابن الحسن (ع)شهرستان گرمسار 
قالب وبلاگ

امام صادق عليه السلام فرمود:«رحم الله عمي العباس لقد اثر و ابلي بلاء حسنا... » (1) خدارحمت کند عموي ما عباس را،عجب نيکو امتحان داد،ايثار کرد و حداکثر آزمايش را انجام داد.براي عموي ما عباس مقامي در نزد خداوند است که تمام شهيدان غبطه مقام او را مي برند.)اينقدر جوانمردي،اينقدر خلوص نيت،اينقدر فداکاري! ما تنها از ناحيه پيکر عمل نگاه مي کنيم،به روح عمل نگاه نمي کنيم تا ببينيم چقدر اهميت دارد.



شب عاشوراست.عباس در خدمت ابا عبد الله عليه السلام نشسته است.در همان وقت يکي از سران دشمن مي آيد،فرياد مي زند:عباس بن علي و برادرانش را بگوييد بيايند. عباس مي شنود ولي مثل اينکه ابدا نشنيده است،اعتنا نمي کند.آنچنان در حضور حسين بن علي مؤدب است که آقا به او فرمود:جوابش را بده هر چند فاسق است.مي آيد مي بيند شمر بن ذي الجوشن است.شمر روي يک علاقه خويشاوندي دور که از طرف مادر عباس دارد و هر دو از يک قبيله اند،وقتي که از کوفه آمده است به خيال خودش امان نامه اي براي ابا الفضل و برادران مادري او آورده است.به خيال خودش خدمتي کرده است.تا حرف خودش را گفت،عباس عليه السلام پرخاش مردانه اي به او کرد،فرمود:خدا تو را و آن کسي که اين امان نامه را به دست تو داده است لعنت کند.تو مرا چه شناخته اي؟ درباره من چه فکر کرده اي؟تو خيال کرده اي من آدمي هستم که براي حفظ جان خودم، امامم،برادرم حسين بن علي عليه السلام را اينجا بگذارم و بيايم دنبال تو؟آن دامني که ما در آن بزرگ شده ايم و آن پستاني که از آن شير خورده ايم،اين طور ما را تربيت نکرده است.

جناب ام البنين،همسر علي عليه السلام،چهار پسر از علي دارد.مورخين نوشته اند علي عليه السلام مخصوصا به برادرش عقيل توصيه مي کند که زني براي من انتخاب کن که «ولدتها الفحولة »از شجاعان زاده شده باشد،از شجاعان ارث برده باشد«لتلد لي ولدا شجاعا»مي خواهم از او فرزند شجاع به دنيا بيايد.(البته در متن تاريخ ندارد که علي عليه السلام گفته باشد هدف و منظور من چيست،اما آنها که به روشن بيني علي معترف و مؤمن اند مي گويند علي آن آخر کار را پيش بيني مي کرد.) عقيل،ام البنين را انتخاب مي کند.به آقا عرض مي کند که اين زن از نوع همان زني است که تو مي خواهي.چهار پسر که ارشدشان وجود مقدس ابا الفضل العباس است،از اين زن به دنيا مي آيند،هر چهار پسر در کربلا در رکاب ابا عبد الله حرکت مي کنند و شهيد مي شوند.وقتي که نوبت بني هاشم رسيد،ابا الفضل که برادر ارشد بود به برادرانش گفت:برادرانم!من دلم مي خواهد شما قبل از من به ميدان برويد،چون مي خواهم اجر شهادت برادر را ادراک کرده باشم.گفتند:هر چه تو امر کني.هر سه نفر شهيد شدند،بعد ابا الفضل قيام کرد.اين زن بزرگوار(ام البنين)که تا آن وقت زنده بود ولي در کربلا نبود،شهادت چهار پسر رشيد خود را درک کرد و در سوگ آنها نشست.در مدينه برايش خبر آمد که چهار پسر تو در خدمت حسين بن علي عليه السلام شهيد شدند.براي اين پسرها ندبه و گريه مي کرد.گاهي سر راه عراق و گاهي در بقيع مي نشست و ندبه هاي جانسوزي مي کرد.زنها هم دور او جمع مي شدند.مروان حکم که حاکم مدينه بود،با آنهمه دشمني و قساوت گاهي به آنجا مي آمد و مي ايستاد و مي گريست.از جمله ندبه هايش اين است:

لا تدعوني ويک ام البنين

تذکريني بليوث العرين

کانت بنون لي ادعي بهم

و اليوم اصبحت و لا من بنين

اي زنان!من از شما يک تقاضا دارم و آن اين است که بعد از اين مرا با لقب ام البنين نخوانيد(چون ام البنين يعني مادر پسران،مادر شير پسران)،ديگر مرا به اين اسم نخوانيد.وقتي شما مرا به اين اسم مي خوانيد،به ياد فرزندان شجاعم مي افتم و دلم آتش مي گيرد.زماني من ام البنين بودم ولي اکنون ام البنين و مادر پسران نيستم.

مرثيه اي دارد راجع به خصوص ابا الفضل العباس:

يا من راي العباس کر علي جماهير النقد

و وراه من ابناء حيدر کل ليث ذي لبد

انبئت ان ابني اصيب براسه مقطوع يد

ويلي علي شبلي امال براسه ضرب العمد

لو کان سيفک في يديک لما دني منه احد

مي گويد:اي چشمي که در کربلا بودي و آن منظره اي که عباس من،شير بچه من،حمله مي کرد مي ديدي و ديده اي!اي مردمي که آنجا حاضر بوده ايد!براي من داستاني نقل کرده اند، نمي دانم اين داستان راست است يا نه.يک خبر خيلي جانگداز به من داده اند، نمي دانم راست است يا نه.به من گفته اند که اولا دستهاي پسرت بريده شد،بعد در حالي که فرزند تو دست در بدن نداشت يک مرد لعين ناکس آمد و عمودي آهنين بر فرق او زد. واي بر من که مي گويند بر سر شير بچه ام عمود آهنين فرود آمد.بعد مي گويد:عباس جانم!فرزند عزيزم!من خودم مي دانم که اگر دست در بدن داشتي هيچ کس جرات نزديک شدن به تو را نمي کرد.

لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين.

پي نوشت:

1) ابصار العين،ص 26.



مجموعه آثار ج 17 ، مرتضي مطهري
[ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:1 ] [ حامد ] [ ]

 

حضرت فاطمه

در مورد تعداد روزهایی که حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها پس از رحلت پدر بزرگوارشان در قید حیات بوده اند در میان کتابهای تاریخی اختلاف وجود دارد. بعضی از مورخین مثل یعقوبی این زمان را چهل روز و کسانی مثل عایشه، دختر ابی بکر، این مدت را شش ماه و گروهی دیگر هشت ماه ذکر کرده اند.

اما در میان این اقوال، آن قولی که برای ما قابل اعتنا است روایات رسیده از ناحیه ائمه هدی علیهم السلام می باشد. به نقل مرحوم علامه مجلسی، مرحوم ابوالفرج اصفهانی در کتاب مقاتل الطالبین اینگونه اظهار نظر کرده: مدت زمان حیات فاطمه زهرا سلام الله علیها بعد از وفات پیامبر صلی الله علیه وآله مورد اختلاف قرار گرفته است، به طوری که کمترین زمان ذکر شده در این رابطه 40 روز و بیشترین زمان هشت ماه می باشد، اما آنچه نزد ما مسلم و مورد قبول است روایات رسیده از امام باقر علیه السلام است که حضرت می فرماید:  

«بدرستی که زمان رحلت صدیقه کبری سلام الله علیها سه ماه بعد از رحلت پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله بود».

همچنین مرحوم طبری شیعی در کتاب دلایل الامامه به سلسله اسناد خود روایاتی از حضرت امام صادق علیه السلام نقل می کند که حضرت می فرماید:

«حضرت صدیقه طاهره علیها السلام در ماه جمادی الاخر روز سه شنبه، سه روز از ماه گذشته در سال یازده هجری از دنیا رفتند».

این دو روایت مبنای مورد اتخاذ غالب علمای شیعه من جمله سید طاووس (ره) در کتاب شریف اقبال می باشد.

اما دسته دوم دیگری از روایات صحیحه هم این مدت را 75 روز ذکر کرده اند از جمله این روایات، روایت مرحوم کلینی از امام صادق علیه السلام است که حضرت می فرماید:

«بدرستی که توقف فاطمه علیهاالسلام در این دنیا پس از پدر گرامیش 75 روز بود.»

این دسته از روایات هم مبنای نظر برخی از علمای شیعه از جمله مرحوم کلینی گردیده. البته ممکن است دلیل اختلاف در این دو دسته از روایات صحیحه رایج نبودن نقطه گذاری بر کلمات در زمان صدور روایات باشد. توجه به شباهت «خمسه و سبعون» با «خمسه تسعون» موید این معنا است.

 

حساسیت های تأمل برانگیز

به تازگی از سوی عده ای پرسش های نزدیک به این مضمون مطرح می شود که: بالاخره ایام فاطمیه چند روز است؟ مگر حضرت صدیقه سلام الله علیها یک روز شهادت بیشتر دارند. این فاطمیه اول و دوم چیست؟

بهتر است به جای اینکه روی تعداد ایام فاطمیه بحث کنیم با تأسی به امام معصوم خود در دارالشفای فاطمه به درمان دردهای عقیدتی، عملی خود در زندگی فردی، اجتماعی بپردازیم و سعی در غنا بخشیدن به مجالس در جهت اهداف الهی آن حضرت باشیم

گاهی اوقات اگر به احتمالات و پاسخ هایی که ممکن است پرسش های ما داشته باشند فکر کنیم و ثمره آنها را مورد ارزیابی قرار دهیم قبل از مطرح کردن آنها، از طرح این نوع پرسش ها منصرف می شویم. پرسش هایی هم که درباره تعداد روزهای ایام فاطمیه و سوالاتی از این قبیل مطرح می شود، نیز جزء مواردی هستند که ثمره ای در پاسخ دادن به آنها حاصل نمی شود.

حال فرض بفرمایید که با دلائل متقن اثبات شود که مثلاً فلان روز، سالروز شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها می باشد، باز هم خللی در حرکت های فرهنگی مراکز دینی ایجاد نمی شود، زیرا زمینه به وجود آمدن روزهایی به عنوان ایام فاطمیه، به خاطر زنده نگهداشتن فرهنگ فاطمی بوده و مجالس گوناگون مذهبی هم به فراخور امکانات و شرایط مخصوص به خود بین این دو تاریخ معتبر که از روایات صحیحه استفاده می شود؛ عده ای روزهای ابتدایی نزدیک به شهادت اول را مثلاً پنج روز یا ده روز را به برگزاری مجالس وعظ و عزاداری می پردازند و عده ای هم با توجه به شرایط خاص خود ترجیح می دهند روزهای فاطمیه دوم را انتخاب کنند و برخی هم به زنده نگهداشتن هر دو روز می پردازند.

پس کسانی که به زنده نگهداشتن ایام فاطمیه اول و دوم می پردازند چنین دغدغه ای ندارند که مثلاً 20 روز برای حضرت عزاداری کنند یا کمتر یا بیشتر، بلکه هدف از تشکیل چنین مجالسی فهم و نشر فرهنگ فاطمی می باشد که این موضوع اختصاص به ایام فاطمیه اول یا دوم ندارد و ما باید به امید روزهایی تلاش کنیم که همه ایام ما «علوی»، «فاطمی»، «حسینی» شوند.

به دوستانی که چنین سوالاتی را مطرح می کنند (به انگیزه های گوناگون که ممکن است برخی مغرضانه باشد، کار نداریم) عرض می کنیم، ما در صدد اثبات این نیستیم که ثابت کنیم این ایام شرعی هستند یا نیستند؟ و شایسته بود اگر قرار بود سوالی هم مطرح شود، این سوال را مطرح می کردیم که:

آیا اقتدا و توسل به حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها از نظر شرع جایز است یا نه؟

که در ادامه سعی می کنیم پاسخ کوتاهی به این پرسش ارائه کنیم.

از آنجایی که مبنای عمل مسلمانان بر اساس معارف و دستورات قرآن و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و جانشینان او از خاندانش می باشد، بنابراین قول، عمل و تقریر پیامبر و اهل بیت علیهم السلام، دلیل شرعی در اثبات جواز یک عمل می باشد. به عبارت دیگر یکی از راههای اثبات جواز عمل به یک کار می تواند عمل کردن یکی از معصومین علیهم السلام به آن باشد زیرا در منابع اسلامی عمل کردن به سیره و روش معصوم که از جانب خداوند منصوب شده است حجیت دارد. به طوری که در مورد پیامبر گرامی اسلام در قرآن آمده که ایشان اسوه حسنه، برای بشریت هستند و لذا تمسک به سیره ایشان و جانشینانش روش حسن می باشد.

در کتاب ریاحین الشریعه در مورد سیره حضرت امام باقر علیه السلام آمده که هرگاه تب بر حضرت غلبه می کرد، آب سرد بر خود می ریخت، و با صدای بلند به طوری که هر کس در خانه بود، صدای آن حضرت را می شنید که می فرمود: یا فاطمه بنت محمد.(1)

کسانی که به زنده نگهداشتن ایام فاطمیه اول و دوم می پردازند چنین دغدغه ای ندارند که مثلاً 20 روز برای حضرت عزاداری کنند یا کمتر یا بیشتر، بلکه هدف از تشکیل چنین مجالسی فهم و نشر فرهنگ فاطمی می باشد

علامه مجلسی در این رابطه فرموده است: شاید حضرت باقر علیه السلام در موقع تب، مادرش فاطمه سلام الله علیها را صدا می زده برای استشفاء که خداوند متعال به جهت این توسل او را شفا دهد. پس همانطور که مشهود است، اصل توسل به حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهراء سلام الله علیها از سوی امام معصوم امری پسندیده و شرعی بوده است.

و بهتر است به جای اینکه روی تعداد ایام فاطمیه بحث کنیم با تأسی به امام معصوم خود در دارالشفای فاطمه به درمان دردهای عقیدتی، عملی خود در زندگی فردی، اجتماعی بپردازیم و سعی در غنا بخشیدن به مجالس در جهت اهداف الهی آن حضرت باشیم.

از انس بن مالک نیز روایت شده روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با ما نماز صبح به جا آورد و پس از فراغت از نماز روی مبارکش را به سوی ما گردانید و فرمود: ای جماعت مسلمانان هرکس که آفتاب را از دست بدهد پس باید به ماه تمسک جوید و در فقدان ماه دست به دامان زهره شود و اگر زهره را نیابد به دو ستاره فرقدان پناه آورد. از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله سوال شد که یا رسول الله مقصود از آفتاب و ماه و زهره و فرقدان (دو ستاره نورافشان) چیست؟ فرمود: من آفتابم، علی ماه، فاطمه زهره، و دو ستاره، حسنین هستند؛ آنان با کتاب خدا دو دستاویز بشرند و هماره به هم پیوسته اند و هرگز از یکدیگر جدا نمی شوند تا در کنار حوض کوثر به من ملحق شوند.

پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه و آله در مقاطع مختلف از جمله حدیثی که گذشت، ما را و تمام بشریت را برای همیشه تاریخ به تمسک جستن به قرآن و اهل بیت علیهم السلام رهنمون فرموده اند.

بنابراین مراسمی که در پاسداشت فداکاری بانوی دو عالم و تجلیل از ایشان در راه گشودن راه حق برای پیمودن حقیقت جویان، هر ساله برگزار می شود نیز باید در جهت حرکت در مسیر قرآن، اهل بیت علیهم السلام باشد که ثمره این مجالس هدایت مسلمین و پیدا کردن جایگاه آنها در تمامی مراحل زندگی اعم از زندگی فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی خواهد بود.

پی نوشت:

1) ریاحین الشریعه، ج 2، ص 119.

2) فاطمه الزهرا، علامه امینی، با مقدمه، پاورقی و تعلیقات، محمد امینی نجفی، ص 168. (به نقل از ابواسحاق ثعلبی در عرائش).

[ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ] [ 12:36 ] [ حامد ] [ ]
امام صادق (ع) فرمودند :

 

 به خدا سوگند مهدي شما آنقدر در پس پرده ي غيبت باقي خواهد ماند که

 

نادانان شما مي گويند: خدا چه نيازي به آل محمد دارد؟! اينجاست که مهدي

 

 همانند شهابي درخشنده و با سرعت به شما روي مي آورد و زمين را پر از

 

 عدل و داد مي کند همانطور که پر از ظلم و بيدادگري شده است.

 

(کمال الدين ، ج2 باب33 حديث 22ص342)

[ جمعه چهارم فروردین 1391 ] [ 7:52 ] [ حامد ] [ ]

به یاد انهایی که از نفس افتادند تا ما از نفس نیفتیم

قامت در خون کشیدند  تا ما قامت خم نکنیم

به خاک افتادند تا ما به خاک مذلت نیفتیم

به یاد انهایی که رفتند تا ما بمانیم


[ چهارشنبه دوم فروردین 1391 ] [ 11:32 ] [ حامد ] [ ]

۱۳۹۱/۰۱/۰۱

پيام نوروزى به مناسبت آغاز سال ۱۳۹۱



بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌
يا مقلّب القلوب و الأبصار يا مدبّر اللّيل و النّهار يا محوّل الحول و الأحوال حوّل حالنا الى احسن الحال.

اللّهمّ كن لوليّك الحجّة بن الحسن صلواتك عليه و على ءابائه فى هذه السّاعة و فى كلّ ساعة وليّا و حافظا و قائدا و ناصرا و دليلا و عينا حتّى تسكنه ارضك طوعا و تمتّعه فيها طويلا.

اللّهمّ اعطه فى نفسه و ذريّته و شيعته و رعيّته و خاصّته و عامّته و عدوّه و جميع اهل الدّنيا ما تقرّ به عينه و تسرّ به نفسه.

تبريك عرض ميكنم عيد نوروز و فرا رسيدن سال نو را به همه‌ى هم‌ميهنان عزيز در سراسر كشور، و به همه‌ى ايرانيانى كه در هر نقطه‌اى از دنيا سكونت دارند، و به همه‌ى ملتهائى كه عيد نوروز را گرامى ميدارند؛ بالخصوص تبريك عرض ميكنم به خانواده‌هاى عزيز شهيدان، به جانبازان، به خانواده‌هاشان، به همه‌ى ايثارگران، به همه‌ى فعالان عرصه‌هاى مختلف. آرزو ميكنم  و دعا ميكنم كه خداوند متعال براى ملت ايران بهروزى، شادى، نشاط و دلِ خوش در اين سال جديد مقدر بفرمايد و بدخواهان اين ملت را در اهدافشان، در تلاشهاشان ان‌شاءاللّه ناكام كند.

سالى كه گذشت - سال 90 - يكى از سالهاى پرحادثه در سطح جهان و در منطقه و در كشور ما بود. آنچه كه در مجموع انسان مشاهده ميكند، اين است كه اين حوادث بر روى هم به سود ملت ايران و در راه كمك به هدفهاى آن، تمام شده است. آن كسانى كه اهداف بدخواهانه‌اى درباره‌ى ملت ايران و ايران و ايرانى در سر ميپرورانند، در كشورهاى غربى دچار مشكلات گوناگون هستند. در سطح منطقه، ملتهائى كه جمهورى اسلامى از آنها همواره حمايت كرده است، به هدفهاى بزرگى دست پيدا كرده‌اند؛ ديكتاتورهائى به زير كشيده شدند؛ قانونهاى اساسىِ مبتنى بر اسلام در كشورهائى تصويب شد؛ دشمن درجه‌ى يك امت اسلامى و ملت ايران - يعنى رژيم صهيونيستى - در محاصره قرار گرفت. در داخل كشور، به معناى حقيقى كلمه، سال 90، سال بروز اقتدار ملت ايران بود. در جنبه‌ى سياسى، ملت ايران در اين سال، چه در راهپيمائى بيست و دوى بهمن، چه در انتخابات دوازدهم اسفند، آنچنان حضورى از خود نشان داد و آنچنان شاخصى را براى اقتدار ملى در تاريخ منطقه ثبت كرد كه نظير آن را در گذشته كمتر داشتيم.

با وجود اين‌همه دشمنى، اين‌همه تبليغات، اين‌همه تهاجمهاى خصمانه و بدخواهانه، ملت ايران در طول اين سال، با همه‌ى وجود توانست حضور خود را در صحنه، نشاط خود را، آمادگى خود را در عرصه‌هاى گوناگون علمى و اجتماعى و سياسى و اقتصادى نشان بدهد و اثبات كند. بحمداللَّه سالى بود كه با همه‌ى سختى‌ها، داراى دستاوردهاى بزرگى بود. همچنان كه قبلاً عرض شده است، شرائط، شرائط بدر و خيبر بود؛ يعنى شرائط قبول چالشها و دشوارى‌ها و غلبه‌ى بر آنها.

همان طورى كه اولِ سال گذشته اعلام شد، سال 90، سال جهاد اقتصادى بود. اگرچه هوشمندان و آگاهان ميدانستند كه اين نام و اين جهتگيرى و شعار براى سال 90 يك امر لازم است، اما بعد تلاشهاى دشمنان در اين سال هم همين را اثبات كرد و نشان داد. دشمنان ما از اوائل سال، حركت خصمانه‌ى خودشان را در عرصه‌ى اقتصادى نسبت به ملت ايران آغاز كردند؛ اما ملت ايران، مسئولين، آحاد مردم، دستگاه‌هاى مختلف، با تدبيرهاى هوشمندانه‌اى توانستند با اين تحريمها مقابله كنند و مواجهه‌ى آنها تا حدود زيادى توانست اثر اين تحريمها را خنثى كند و حربه‌ى دشمن را كُند كند. سال 90، سال فعاليتهاى بزرگ علمى بود؛ كه من ان‌شاءاللَّه در فرصت سخنرانى، برخى از پيشرفتهاى علمى و اقتصادى و تلاشهاى گوناگون را براى ملت عزيزمان شرح خواهم داد. سال 90 سالى بود پر چالش، و سالى بود پر نشاط، و سالى بود كه ملت ايران به فضل الهى توانست بر چالشهاى موجود غلبه كند.

ما امسال سال ديگرى را در پيش داريم كه به اميد خدا و با توكل بر پروردگار، باز ملت ايران با فعاليت خود، با تلاش خود، با هوشمندى خود در اين سال خواهد توانست پيشرفتهاى زيادى را براى خود به ارمغان بياورد. به تشخيص من، بر طبق گزارشها و مشاوره‌ى با افراد مطلع و آگاه، به اين نتيجه ميرسيم كه عرصه‌ى چالش مهم در همين سال جارى - كه اين سال، امروز و از اين ساعت شروع ميشود - عرصه‌ى اقتصادى است. جهاد اقتصادى چيزى نيست كه تمام‌شدنى باشد. مجاهدت اقتصادى، حضور جهادگونه در عرصه‌هاى اقتصادى، براى ملت ايران يك ضرورت است.

من امسال تقسيم ميكنم مسائل مربوط به جهاد اقتصادى را. يك بخش مهم از مسائل اقتصادى برميگردد به مسئله‌ى توليد داخلى. اگر به توفيق الهى و با اراده و عزم راسخِ ملت و با تلاش مسئولان، ما بتوانيم مسئله‌ى توليد داخلى را، آنچنان كه شايسته‌ى آن است، رونق ببخشيم و پيش ببريم، بدون ترديد بخش عمده‌اى از تلاشهاى دشمن ناكام خواهد ماند. پس بخش مهمى از جهاد اقتصادى، مسئله‌ى توليد ملى است. اگر ملت ايران با همت خود، با عزم خود، با آگاهى و هوشمندى خود، با همراهى و كمك مسئولان، با برنامه‌ريزىِ درست بتواند مشكل توليد داخلى را حل كند و در اين ميدان پيش برود، بدون ترديد بر چالشهائى كه دشمن آن را فراهم كرده است، غلبه‌ى كامل و جدى پيدا خواهد كرد. بنابراين مسئله‌ى توليد ملى، مسئله‌ى مهمى است.

اگر ما توانستيم توليد داخلى را رونق ببخشيم، مسئله‌ى تورم حل خواهد شد؛ مسئله‌ى اشتغال حل خواهد شد؛ اقتصاد داخلى به معناى حقيقى كلمه استحكام پيدا خواهد كرد. اينجاست كه دشمن با مشاهده‌ى اين وضعيت، مأيوس و نااميد خواهد شد. وقتى دشمن مأيوس شد، تلاش دشمن، توطئه‌ى دشمن، كيد دشمن هم تمام خواهد شد.

بنابراين همه‌ى مسئولين كشور، همه‌ى دست‌اندركاران عرصه‌ى اقتصادى و همه‌ى مردم عزيزمان را دعوت ميكنم به اين كه امسال را سال رونق توليد داخلى قرار بدهند. بنابراين شعار امسال، «توليد ملى، حمايت از كار و سرمايه‌ى ايرانى» است. ما بايد بتوانيم از كارِ كارگر ايرانى حمايت كنيم؛ از سرمايه‌ى سرمايه‌دار ايرانى حمايت كنيم؛ و اين فقط با تقويت توليد ملى امكان‌پذير خواهد شد. سهم دولت در اين كار، پشتيبانى از توليدات داخلىِ صنعتى و كشاورزى است. سهم سرمايه‌داران و كارگران، تقويت چرخه‌ى توليد و اتقان در كار توليد است. و سهم مردم - كه به نظر من از همه‌ى اينها مهمتر است - مصرف توليدات داخلى است. ما بايد عادت كنيم، براى خودمان فرهنگ كنيم، براى خودمان يك فريضه بدانيم كه هر كالائى كه مشابه داخلى آن وجود دارد و توليد داخلى متوجه به آن است، آن كالا را از توليد داخلى مصرف كنيم و از مصرف توليدات خارجى بجد پرهيز كنيم؛ در همه‌ى زمينه‌ها: زمينه‌هاى مصارف روزمرّه و زمينه‌هاى عمده‌تر و مهمتر. بنابراين ما اميدوار هستيم كه با اين گرايش، با اين جهتگيرى و رويكرد، ملت ايران در سال 91 هم بتواند بر توطئه‌ى دشمنان، بر كيد و مكر بدخواهان در زمينه‌ى اقتصادى فائق بيايد.

از خداوند متعال درخواست ميكنيم كه ملت ايران را در اين صحنه و در همه‌ى صحنه‌ها موفق و مؤيد بدارد. روح امام بزرگوار را شاد و از ما راضى كند. ارواح طيبه‌ى شهيدان عزيز ما را با اوليائشان محشور فرمايد.

والسّلام عليكم و رحمةاللّه و بركاته‌
[ سه شنبه یکم فروردین 1391 ] [ 10:0 ] [ حامد ] [ ]

واژه ها به زبان نمی آيند دست ها توان ندارند و قلمها با نوشتن بيگانه.


از چشم به راه بودن خسته نيستم از غفلت می ترسم از دنيا زدگی واهمه دارم...


دنيايی که سرتاسر فريبنده است وآغازش توهم و آخرش اگر زرنگ باشی بيداری،


آن هم از خواب و خيال حسرت آور زندگی اين دنيا،اگر شانس بياوری و

 

 خدا مورد لطف قرارت دهد در جوانی از خواب بی خبری و غفلت بيدار ميشوی

 

البته با شادی چون وقت برای جبران فرصتهای از دست رفته داری ،

 

سال جديد برای من که در دهه دوم زندگی ام به سر ميبرم يک فرصت است

 

برای تحول برای تغيير.......

 

 با اين آيه از قرآن به فرصتم اميدوار ميشوم که

((إن الله لا يُغيِِّرُ ما بقوم حَتی يُغيروا ما بانفسِهم))،

 

خداوند سرنوشت قومی را تغيير نمی دهد ،

 تا آنها وضع خود را تغيير دهند........

[ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 ] [ 22:32 ] [ حامد ] [ ]

به خودم شک دارم ، به انتظارم ، به دغدغه ام،


من خوب منتظر نبودم من دغدغه ام

 

 دنیا و وابستگی هایش بود


 که بی نصیب ماندم از حضور بارانی ات


از عطر حیات بخش زندگی در حلقۀ محبّانت.


دلم نمی آید بنویسم ولی چاره ای نیست

 

 مثل سال گذشته مینویسم

 
آخرین جمعه سال 90هم رفت و تو نیامدی


امید که سال آینده به شادباش آمدنت به روز باشم...

 


اللهُمَّ عَجِّل لِولیِّکَ الفرَج

[ جمعه بیست و ششم اسفند 1390 ] [ 6:0 ] [ حامد ] [ ]
 

خدايا! از تو آن دولت با کرامتي را طلب مي کنيم

 که با آن ، اسلام و اهلش را عزيز گرداني

و نفاق و اهلش را خوار سازي .

ما را در آن دولت از دعوت کنندگان به طاعت خود و
 
رهبران به سوي راهت قرار ده

و کرامت دنيا و آخرت را از

 برکت آن بر ما ارزاني دار.

 

   بخشي از دعاي افتتاح

[ پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390 ] [ 11:57 ] [ حامد ] [ ]
حسین(ع) فقط موندم که نرفتم






کربلا
[ پنجشنبه یازدهم اسفند 1390 ] [ 22:10 ] [ حامد ] [ ]

امام حسن عسكرى (ع) و تصوّف

امام حسن عسكری

از جمله جریان‏هاى فاسدى كه امام عسكرى علیه‏السلام به شدّت از آن بیزارى جسته و مردم را از گرویدن به آن بر حذر مى‏داشت، گروه «صوفیه» است. این فرقه از آغاز پیدایش توسّط «ابوالقاسم كوفى بهشمیّه» توانست تحت پوشش اسلام، عدّه‏اى از مسلمانانِ ساده‏لوح را بفریبد.

محمّد بن عبدالجبّار از امام عسكرى علیه‏السلام نقل كرده كه حضرتش فرمود:

از امام صادق علیه‏السلام در مورد «ابوهاشم كوفى» سؤال شد، امام صادق علیه‏السلام فرمود:

«او فردى بسیار فاسد العقیده بود و مسلكى به نام تصوّف اختراع كرد و آن را مركزى براى اعتقادات پلید خود قرار داد.»(1)

آرى، بدعت، خودنمایى، چلّه نشینى، تعطیل كردن احكام دین، انزوا و... از مظاهر تصوّف است و ائمه علیهم‏السلام با آن مقابله نموده‏اند. و موجب تأسّف آنكه این روش‏هاى غلط گاهى تحت عناوینى همچون: تشیّع، ابراز علاقه به اهل بیت علیهم‏السلام و یا تهذیب نفس انجام مى‏گیرد!

امام حسن عسكرى علیه‏السلام خطاب به صحابى گرانقدرش، ابوهاشم داود بن قاسم جعفرى فرمود:

«زمانى بر مردم فرا مى‏رسد كه چهره‏هایشان خندان، ولى دلهایى تاریك دارند. از دیدگاه آنان، سنّت یعنى بدعت و بدعت یعنى سُنّت. مؤمن را به دیده حقارت مى‏نگرند و فاسق را ارج مى‏نهند. فرمانروایان آنان افرادى نادان و ستم پیشه‏اند و دانشمندان ایشان دریوزه دربار ستمگرانند. ثروتمندان آنها حقّ تهیدستان را به یغما مى‏برند و كوچك‏ترها بر بزرگان خود پیشى مى‏گیرند. انسان‏هاى نادان از دیدگاه ایشان فردى آگاه و اشخاص حیله‏گر را مهذّب مى‏دانند. میان فرد با اخلاص و انسان مُردّد تمییز نمى‏دهند. آنان گوسفندان را از گرگ‏ها باز نمى‏شناسند.

از جمله جریان‏هاى فاسدى كه امام عسكرى علیه‏السلام به شدّت از آن بیزارى جسته و مردم را از گرویدن به آن بر حذر مى‏داشت، گروه «صوفیه» است. این فرقه از آغاز پیدایش توسّط «ابوالقاسم كوفى بهشمیّه» توانست تحت پوشش اسلام، عدّه‏اى از مسلمانانِ ساده‏لوح را بفریبد.

عالمان و اندیشمندان آنها بدترین آفریده‏هاى الهى در روى زمین‏اند؛ چرا كه به فلسفه و تصوّف تمایل نشان مى‏دهند. به خدا سوگند! آنها از عقیده [و فطرت] خود برگشته و از راه حق منحرف شده‏اند. در علاقه و محبّت به مخالفان ما زیاده‏روى مى‏كنند و شیعیان و دوستداران ما را به گمراهى مى‏كشانند. اگر به جاه و مقامى دست یابند، از گرفتن رشوه سیر نمى‏شوند و اگر به ذلّت گرفتار گردند، ریاكارانه خدا را پرستش مى‏كنند. آگاه باشید كه آنان راه (سعادت و حقیقت) را بر مؤمنان مى‏بندند و مُبلّغان آئین كافرانند. كسانى كه با آنها زندگى مى‏كنند، باید از آنان بر حذر بوده و دین و ایمان خویش را حفظ كنند.»

سپس امام عسكرى علیه‏السلام فرمود:

«اى ابوهاشم! این مطالب را پدرم از پدران بزرگوارش، از جعفر بن محمّد علیهم‏السلام برایم نقل نمود. این سخنان از اسرار ما است، آنها را جز براى اهلش بازگو مكن.»(2)

نفوذ افكار انحرافى و از جمله تصوّف در میان شیعیان، خطرى بوده است كه بزرگان از یاران ائمه علیهم‏السلام بدان اهتمام مى‏ورزیده و گزارش آن را به امامان معصوم علیهم‏السلام منتقل مى‏نموده‏اند.

احمد بن محمد بن عیسى ـ از اصحاب امام حسن عسكرى علیه‏السلام ـ در نامه‏اى به حضرت چنین گزارش مى‏دهد:

«گروهى یافت شده‏اند كه براى مردم سخنرانى مى‏كنند و احادیثى مى‏خوانند و آنها را به شما و پدران شما نسبت مى‏دهند. در میان آنهاست احادیثى كه قلوب ما آنها را نمى‏پذیرد ولى امكان ردّ این روایات وجود ندارد، چرا كه آنها را از پدران شما نقل مى‏نمایند. ایشان دو نفرند؛ یكى، على‏بن حَسكة و دیگرى، قاسم یقطینى.»

وى در ادامه مى‏نویسد:

«از عقاید ایشان است كه مى‏گویند: مراد از سخن خدا كه مى‏فرماید:

«انّ الصّلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر»(3)

مردى است كه مردم را از فحشاء بازمى‏دارد نه آنكه مقصود، ركوع و سجود باشد. و مقصود از زكات نیز همان مرد است نه دراهم و اخراج مال.

و بر همین منوال، اوامر و نواهى خداوند را تأویل مى‏كنند. بر ما منّت بگذارید و راه حق و سلامت از انحرافات را بیان نمایید.»

امام عسكرى علیه‏السلام در پاسخ نوشت:

«ابن حَسكه دروغ مى‏گوید و براى شما همین كافى است كه ما او را در زمره دوستان خود نمى‏شناسیم. خدا، او را لعنت كند. به خدا قسم! كه پروردگار، محمّد -صلى ‏الله‏ علیه‏ و ‏آله ‏و سلم- و پیامبران قبل از او را نفرستاد مگر براى دین خالص و نماز و زكات و روزه و حج و ولایت. و پیامبر گرامى اسلام -صلى ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله ‏و سلم- مردم را دعوت نكرد مگر به سوى خداى "وحده لاشریك له" و ما اوصیا از فرزندان پیامبر نیز بنده خدا هستیم و به او شرك نمى‏ورزیم. اگر اطاعتش كنیم، بر ما رحم خواهد كرد و اگر نافرمانى‏اش كنیم، ما را عذاب خواهد نمود. ما بر خدا حجّت نداریم بلكه حجّت از اوست بر ما و بر همه خلقش. من این سخنان را نفى نموده، از این اشخاص بیزارى مى‏جویم؛ شما نیز آنها را رها كنید. خداوند، لعنتشان كند. و آنان را در تنگنا قرار دهید و چنانچه آنها را در مكان خلوت یافتید، سرشان بر سنگ بكوبید.»(4)

[ چهارشنبه دهم اسفند 1390 ] [ 22:15 ] [ حامد ] [ ]

خطبه‌های نماز جمعه تهران



ادامه مطلب
[ یکشنبه شانزدهم بهمن 1390 ] [ 14:51 ] [ حامد ] [ ]

داستان تولد امام زمان (علیه السلام)



امام زمان (علیه السلام) در چه شرایطى و چگونه متولد شدند؟ 

شرایط زمان تولد امام زمان (علیه السلام) شرایط عادى نبود، زیرا طبق روایات منقول از پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله وسلم) مهدى آل محمد (علیه السلام)ـ آن كه ستمگران را نابود و زمین را پر از عدل و داد مى كند ـ فرزند امام حسن عسكرى (علیه السلام) است. از این رو دستگاه خلافت عباسى امام حسن عسكرى (علیه السلام) را در شهر سامرا تحت نظر داشت، و منتظر بود تا اگر فرزندى از ایشان به دنیا آید، او را بكشد، همان گونه كه فرعون، در كمین بود تا اگر حضرت موسى (علیه السلام) به دنیا آید، او را به قتل برساند. در این شرایط خفقان و غیر عادى، حضرت مهدى (علیه السلام) مخفیانه به دنیا آمدند. 

جریان تولد حضرت را حكیمه خاتون، دختر امام جواد (علیه السلام) و عمه ى امام حسن عسكرى (علیه السلام) این گونه بازگو كرده است: «ابو محمد امام حسن عسكرى (علیه السلام)شخصى را دنبال من فرستاد كه امشب ـ شب نیمه ى شعبان ـ براى افطار نزد ما بیا، زیرا خداوند امشب حجتش را آشكار مى كند. پرسیدم این مولود از چه كسى است؟ حضرت فرمود: از نرجس خاتون. عرض كردم: من در نرجس خاتون آثار باردارى نمى بینم حضرت فرمود: موضوع همین است كه گفتم. 

من در حالى كه نشسته بودم، نرجس آمد و كفش مرا از پایم بیرون آورد و فرمود: بانوى من حالتان چطور است؟ گفتم: تو بانوى من و خانواده ام هستى. او از سخن من تعجب كرد و ناراحت شد و فرمود: این چه سخنى است؟ گفتم: خداوند در این شب به تو فرزندى عطا مى كند كه سرور و آقاى دنیا و آخرت خواهد شد. نرجس خاتون از این سخن من خجالت كشید. 

بعد از افطار و نماز عشا به بستر رفتم. چون پاسى از نیمه ى شب گذشت، برخاستم و نماز شب را به جا آوردم، بعداز تعقیب نماز به خواب رفتم و دوباره بیدار شدم. در این هنگام، نرجس نیز بیدار شد و نماز شب را به جا آورد. سپس از اتاق بیرون رفتم، تا از طلوع فجر باخبر شوم; دیدم فجر اول طلوع كرده و نرجس در خواب است. در این حال، به ذهنم خطور كرد كه چرا حجت خدا آشكار نشد؟! نزدیك بود شكى در دلم ایجاد شود كه ناگهان حضرت امام حسن عسكرى (علیه السلام) از اتاق مجاور صدا زدند: اى عمه! شتاب مكن كه موعود نزدیك است. من مشغول خواندن سوره «الم سجده» و «یس» شدم. در این هنگام ناگهان نرجس خاتون با ناراحتى از خواب بیدار شد. من او را به سینه چسباندم و نام خدا را بر زبان جارى كردم. امام حسن عسكرى (علیه السلام) فرمود: سوره ى قدر را برایش بخوان. آن سوره را خواندم و از نرجس پرسیدم: حالت چطور است؟ گفت: آنچه مولایت فرموده بود ظاهر شد. من دوباره سوره ى قدر را خواندم. كودك نیز در شكم مادر، همراه من سوره ى قدر را خواند كه من ترسیدم. در این هنگام پرده ى نورى میان من و او كشیده شد، ناگاه متوجه شدم كودك ولادت یافته است. چون جامه را از روى نرجس برداشتم، آن مولود سر به سجده گذاشته و مشغول ذكر خدا بود. هنگامى كه او را برگرفتم، دیدم پاك و پاكیزه است. در این موقع حضرت امام حسن عسكرى (علیه السلام) صدا زدند: عمه! فرزندم را نزد من بیاور. وقتى نوزاد را نزد حضرت بردم، وى را در آغوش گرفت، و بر دست و چشم كودك دست كشید و در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و فرمود: فرزندم! سخن بگو! پس آن طفل گفت: «اشهد انّ لا اله الا الله و اشهد انّ محمداً رسول الله» پس از آن به امامت امیرالمؤمنین (علیه السلام) و سایر امامان معصوم (علیهم السلام) شهادت داد و چون به نام خود رسید فرمود: «اللهم انجزلى وعدى و اتمم لى امرى و ثبت و طأتى واملاء الارض بى عدلا و قسطاً» «پروردگارا! وعده ى مرا قطعى گردان و امر مرا به اتمام رسان، و مرا ثابت قدم بدار، و زمین را به وسیله ى من از عدل و داد پر كن.»

در روایت دیگرى آمده است: چون حضرت مهدى (علیه السلام) متولّد شد، نورى از او ساطع گردید كه به آفاق آسمان پهن شد، و مرغان سفید را دیدم كه از آسمان به زیر مى آمدند و بال هاى خود را بر سر و روى و بدن آن حضرت مى مالیدند و پرواز مى كردند. پس امام حسن عسكرى (علیه السلام) مرا آواز داد كه اى عمه! فرزند را برگیر و نزد من بیاور، چون برگرفتم، او را ختنه كرده و ناف بریده و پاك و پاكیزه یافتم و بر ذراع راستش نوشته شده بود: «جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقاً» بحارالانوار، ج 51، ص 19، منتهى الامال، ج 2، ص 285، غیبت شیخ طوسى ص 141


[ چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ] [ 17:39 ] [ حامد ] [ ]



موضوعات مرتبط: محرم و صفر 90
[ دوشنبه سوم بهمن 1390 ] [ 14:10 ] [ حامد ] [ ]
شهادت امام رضا عليه‌السلام


مأمون از مرو به سرخس و از سرخس به طوس مي‌آيد تا از آن جا عازم بغداد شود، ولي مدتي در طوس درنگ مي‌كند.
طبري مي‌نويسد: «مأمون مدتي در كنار قبر پدرش هارون درنگ كرد و پس از آن، علي بن موسي انگور بسيار خورد و ناگهان درگذشت!»
طبري كه تنها هنرش گردآوري نقلهاست و معمولاً از تجزيه و تحليل مسائل ناتوان است، با بينشي نامهربانانه به تاريخ زندگي امامان شيعه مي‌نگرد، چنان كه در همين عبارت كوتاه، اگر فردي كمترين آگاهي سياسي داشته باشد با خواندن آن، از ساده‌انديشي يا غرض‌ورزي او شگفت‌زده مي‌شود.
آيا به راستي مأمون، آن قدر پدر دوست است كه در آن شرايط بحراني، كنار قبر او اتراق كند يا مي‌خواهد از استخوانهاي پوسيده پدر قدرت طلبد و از نفسهاي پر بركت او، پشتوانه معنوي جويد تا به بغداد سفر كند و آشوبها را بخواباند! در همين ايام، علي بن موسي(ع)، آن مرد الهي كه همه عالمان و متكلمان زمانش را مغلوب ساخته و زاهدترين، حكيم‌ترين و موجه‌ترين چهره عصرش شناخته مي‌شود، چون كودكي ناآگاه يا مردي پرخور، در خوردن انگور زياده‌روي مي‌كند! شگفت‌تر اين كه بدين سبب، ناگهان بدرود حيات مي‌گويد!
خواننده اين عبارت، نمي‌داند كه به ثبت رسيدن اين‌گونه تعبيرها در تاريخ، نتيجه اوج سياست‌بازي مأمون است يا معلول بي‌مهري و غرض‌ورزي مورخاني كه پاك شمردن دامان مأمون برايشان اهميت بيشتري از بيان واقعيت داشته است. البته مي‌تواند هر دو باشد.
طبري در ادامه اين نقل مي‌نويسد: «مأمون پس از رحلت علي بن موسي در نامه‌اي به حسن بن سهل، به شدت از رحلت امام اظهار غم و اندوه كرد و به عباسيان و موالي و اهل بغداد نامه نوشت و آنان را از وفات آن حضرت مطلع ساخت!»
در اين جملات به ظاهر نامربوط و گسسته، ارتباطي وثيق با اهداف مأمون ديده مي‌شود، زيرا او قبل از عزيمت به بغداد، سعي مي‌كند تا شورشيان عباسي و آشوبگران بغدادي را تسكين خاطر دهد و جالب‌تر اين كه از بخت خوش خليفه! حسن بن سهل ـ اين عنصر بانفوذ كه شايد قتل برادرش را هنوز كار مأمون بداند و درصدد انتقام باشد ـ در همين سال به بيماري جنون مبتلا مي‌شود و او را به زنجير مي‌كشند. بدين سان زمينه از هر جهت براي عزيمت مأمون به بغداد و خواباندن آشوبها هموار مي‌شود.

شهادت علي بن موسي عليه‌السلام وقتي موسي بن جعفر(ع)، پس از زندانهاي طولاني و شكنجه‌هاي مداوم در زندان به شهادت مي‌رسد و با اين حال، هارون سعي مي‌كند، شهادت آن گرامي را، مرگي طبيعي جلوه دهد! بديهي است كه مأمون نيز از اين تلاش دريغ نكند.
اين است كه برخي وفات امام را به خوردن انگور و گروهي به مرگ طبيعي و دسته‌اي به بدخواهي و دسيسه عباسيان نسبت داده‌اند و جمعي هم چون شيعه، شخص مأمون را عامل مسموميت و شهادت آن گرامي دانسته‌اند.
از نظريه اول كه سخيف‌ترين نظريه است و سعي دارد علاوه بر پوشاندن جنايت مأمون، وجهه معنوي امام را نيز مخدوش سازد، بايد كريمانه گذشت، زيرا نسبت چنان امري به امام كه خود حكيم و خردمند و زاهد است و به ديگران دستورالعملهاي بهداشتي مي‌دهد، جز از سر عداوت و غرض‌ورزي و يا ناآگاهي نمي‌تواند باشد.
مگر اين امام نيست كه در «رساله ذهبيه» به مأمون مي‌نويسد: «اي مأمون! جسد به منزله زميني است كه آباداني آن به مراقبت بسيار نيازمند است. اگر بيش از اندازه به آن آب برسد محصولش فاسد خواهد شد و اگر آب به آن نرسد از تشنگي خواهد مرد... بايد نيك بينديشي و بنگري كه چه چيزي با طبيعت تو سازگار است و آن را نيرومند مي‌سازد و چه چيزي زيان‌آور است و سلامت تو را به خطر خواهد انداخت. پس اندازه‌گيري در خوراك را همواره در نظر داشته باش... پيش از آن كه كاملاً سير شوي از خوردن دست بردار كه به صلاح جسم و سلامتي توست و سبب رشد عقلاني تو خواهد بود.»
آيا ممكن است امام با اين دانسته‌ها و معارف و با آن شخصيت معنوي و الهي، در نتيجه بي‌مبالاتي در خوردن، زمينه مرگ خويش را فراهم كند!؟
در ميان نويسندگان و تاريخ‌نگاران برخي مانند ابن جوزي، احمد امين، يعقوبي و... بر اين عقيده‌اند كه امام به كسالتي مبتلا شد و به مرگ طبيعي، در طوس درگذشت و مسموميتي در كار نبوده است.
ابن جوزي مي‌نويسد: «بعضي بر اين باورند كه مأمون، علي بن موسي الرضا(ع) را مسموم ساخته است، ولي اين ديدگاه پذيرفته نيست، زيرا خليفه از درگذشت امام به شدت نگران شد و چندين روز گرد خوردنيها و نوشيدنيها و لذتهاي گوناگون نرفت، حتي هنگام ورود به بغداد با لباس سبز وارد شد، در حالي كه حدود يك سال از ماجراي رحلت حضرت مي‌گذشت. وفات امام در اثر كسالتي بود كه در طوس بر آن جناب عارض شد.»
احمد امين چنين مي‌نويسد: «به گمان من عبدالله مأمون در كارش خلوص داشت، لكن مقدر چنين بود كه حضرت در اثر كسالت سه روزه در گذرد.»
آنگاه وي مي‌افزايد: «گرچه مورخان شيعه ادعا كرده‌اند كه مأمون به دليل نارضايتي از نتايج ولايتعهدي، حضرت را مسموم ساخت، ولي با توجه به تأثر شديد خليفه بعيد است كه او چنين اقدامي كرده باشد. علاوه بر اين كه مأمون هنگام ورود به بغداد، همچنان لباس سبز را كه شعار علويان بود بر تن داشت و از نيروهاي نظامي و درباريان نيز خواسته بود تا چنين كنند؛ هر چند پس از مدتي چون عباسيان را از اين شيوه ناراضي يافت آن را تغيير داد. به هر حال با توجه به چنين قراين و شواهدي اگر امام مسموم هم شده باشد، شخصي غير از مأمون آن را مرتكب شده است.»
يعقوبي نيز ضمن شمارش و بررسي حوادث سال 203 ه‍ . ق مي‌نويسد: «علي بن موسي بن جعفر در قريه‌اي كه به آن نوقان مي‌گفتند درگذشت و بيماري وي بيش از سه روز به طول نينجاميد.»
ساده‌انديشي و جمود از مورخاني كه قرنها قبل مي‌زيسته‌اند دور از انتظار نيست، ولي از نويسنده‌اي چون احمد امين كه در روزگار خودش گريه استعمار را بر غارت مستعمرات ديده است، شگفتا! كه اقدامات فريبكارانه و اندوه سياسي مأمون را ملاك داوري و تحليل تاريخ قرار داده است!
به هر حال، با درنگ در آثار عالماني كه به عصر ائمه(ع) نزديك بوده‌اند و نيز با توجه به روايات گوناگوني كه به بعضي از آنها اشاره خواهيم داشت، اين نظريه نمي‌تواند مستند و قابل قبول باشد. بنابراين، آنچه ميان حديث‌شناسان و تاريخ‌نگاران از اتقان و استحكام برخوردار است و روايات نيز بر آن گواهي مي‌دهد، اين است كه شهادت حضرت رضا(ع) به وسيله انگور يا انار مسموم بوده است.
احمد امين پس از اين كه در مورد حضرت، مرگ طبيعي را مي‌پذيرد، مي‌نويسد: «بنابر قراين و شواهد، اگر حضرت را مسموم كرده باشند، به وسيله فرد يا افرادي غير از مأمون صورت گرفته است.»
يكي ديگر از نويسندگان در گزارش سفر خليفه از مرو به بغداد مي‌نويسد: «مأمون از مرو به سرخس آمد و در آن جا قتل فضل، اتفاق افتاد و قراين نشان مي‌دهد كه تدبير آن با خليفه بوده است، زيرا فضل به خليفه خيانت كرد و منشأ دشمني ميان او و عباسيان شد و او مي‌دانست تا فضل زنده است امكان ارتباط ميان آنها ميسر نيست. بدين جهت او را كشت و سرهاي بريده چهار تن را كه به قتل فضل متهم كرده بودند، براي برادرش حسن بن سهل فرستاد و به وي تسليت گفت و چون روز عيد فطر عازم بغداد شد، در طوس حادثه ديگري رخ داد و علي بن موسي الرضا وفات كرد و خليفه را متهم كردند كه عامل قتل اوست.»
آنگاه اين نويسنده ادامه مي‌دهد: «بعيد نيست كه عده‌اي از عباسيان هوادار مأمون به دليل اين كه از تيرگي ميان او و عباسيان رنج مي‌برده‌اند و منشأ اختلاف را ولايتعهدي حضرت رضا(ع) مي‌دانسته‌اند كمر به قتل امام بسته‌اند، تا بدين وسيله زمينه آشتي ميان آنان را فراهم كنند. از اين رو، خليفه رساله معروف خود را به عباسيان بغداد نوشت و درباره مسأله خلافت به آنان اطمينان داد.»
اين نظريه گواه و سند تاريخي ندارد جز آنچه از كلام اربلي به دست مي‌آيد و آن نيز ابهام دارد. تنها نقطه روشني كه در اين ديدگاه ديده مي‌شود، اين است كه تا اندازه‌اي به واقعيت مسائل سياسي نزديك شده است و احتمال شهادت را، احتمال قابل قبول شناخته است.


موضوعات مرتبط: محرم و صفر 90
ادامه مطلب
[ یکشنبه دوم بهمن 1390 ] [ 14:11 ] [ حامد ] [ ]

کدهای آهنگ های پیشواز مخصوص سیم کارتهای ایرانسل :

کد آهنگ پیشواز از سید علی مومنی :

برادر دعا کن که زینب بمیرد            ۴۴۱۱۱۶۲

کدهای آهنگ پیشواز از کربلایی حسین سیب سرخی :

اکبرم چرا خفته ای ۴۴۱۲۱۵۶

اکبر ای یوسف کنعانی ۴۴۱۲۱۹۱

کدهای آهنگ پیشواز از کربلایی حمید علیمی :

ای از غم تو                     ۴۴۱۱۰۶۲

ای گل پیامبر                    ۴۴۱۳۲۰۸

بقیع و عرشیان                 ۴۴۱۱۷۶۹

بوی کربلا                       ۴۴۱۳۲۰۴

به روی ماهت                ۴۴۱۱۴۷۴

بی تو کسی ندارم              ۴۴۱۳۲۰۷

بیمار علی                        ۴۴۱۳۲۰۶

تا جان بود                        ۴۴۱۲۶۹۱

تویی صاحب کرم              ۴۴۱۲۳۶۰

تویی همه وجودم               ۴۴۱۱۵۳۹

خاک در سامره                 ۴۴۱۱۰۶۷

خانه ی شعله ورم              ۴۴۱۳۲۳۲

خواهم به زیر قدمت            ۴۴۱۲۶۸۸

دل پر غم من                      ۴۴۱۱۷۷۵

روز جمعه شد و دلبر نیومد ۴۴۱۲۶۸۹

شایسته وصال تو                ۴۴۱۲۶۹۰

ششمین قرآن ناطق             ۴۴۱۱۷۷۷

غرق آه و درد                   ۴۴۱۳۲۰۹

غروب مدینه چه دلگیره      ۴۴۱۳۲۱۰

کبوتر دلم                          ۴۴۱۱۷۷۴

گل ارغوانم                      ۴۴۱۳۲۱۱

گل یاس علی                     ۴۴۱۳۲۱۲

مسموم وا اماما                 ۴۴۱۱۰۷۷

نمی دونم کی ام                ۴۴۱۳۲۲۹

یا جواد الائمه ادرکنی      ۴۴۱۱۹۲۱

یا حضرت جواد              ۴۴۱۱۹۰۹

یا حضرت هادی             ۴۴۱۱۰۶۵

یه شهر غربت                ۴۴۱۱۷۹۷

کدهای آهنگ پیشواز از حاج عبدالرضا هلالی :

آقامون دلبره                ۵۵۱۵۶۴

سایتون سنگینه مولا     ۴۴۱۱۵۲۰

دیدنه کربلای تو           ۵۵۱۵۶۵

دل پریشونم               ۴۴۱۱۴۷۵

بین بقیع می گیرم پر      ۴۴۱۸۰۲

بریم دو کوهه            ۴۴۱۱۴۷۰

آقا بیا آقا بیا              ۴۴۱۱۴۸۴

کدهای آهنگ پیشواز از کربلایی جواد مقدم :

أم ابیها لایق تو         ۴۴۱۳۲۳۴

باز فاطمیه             ۴۴۱۳۲۱۳

باز فاطمیه ۲          ۴۴۱۳۲۱۴

باز فاطمیه ۳         ۴۴۱۳۲۱۵

بی تو ای صاحب الزمان ۴۴۱۲۶۸۴

تمام آرزویم          ۴۴۱۱۵۵۵

خال لبت             ۴۴۱۱۲۱۳

دوبار دل بی قراره   ۴۴۱۶۴۵

فصل عزای مادر شد ۴۴۱۳۲۴۲

مادر سرود جاودانه عشق ۴۴۱۳۲۳۳

من خال لبت           ۵۵۱۱۰۵۰

أم ابیها سلام علیک    ۴۴۱۳۲۳۵

کدهای آهنگ پیشواز از حاج محمود کریمی :

سوی دیدنم نیست      ۴۴۱۳۴۳۳

در حریم قدس محرم زینب است ۴۴۱۳۴۲۵

ای خدای صبر عالم   ۴۴۱۳۴۲۶

جام مرگ را می نوشم ۴۴۱۳۴۲۷

کیست زینب           ۴۴۱۳۴۲۸

من هم مسافرم        ۴۴۱۳۴۲۹

و ماندم و اشک      ۴۴۱۳۴۳۰

می سوزه در هر نفس ۴۴۱۳۴۳۱

سینه ام می سوزد    ۴۴۱۳۴۳۲

آسمان غریبی مثله ما ندیده ۴۴۱۳۴۲۳

زینب ، حاتم بر غم  ۴۴۱۲۰۶۶

در برش که مصیبت کاه شد ۴۴۱۳۴۲۴

علمدار بدر و خیبر ۴۴۱۳۴۰۳

خیبر گشا            ۴۴۱۳۴۰۷

علی صدای عشق ۴۴۱۳۴۰۴

خنده آسمون         ۴۴۱۳۵۵۹

لبریز از انتظار    ۴۴۱۲۸۱۵

به لبم رسیده جانم بیا ۴۴۱۲۸۱۴

طفلان               ۳۳۱۸۱۲

غریب مدینه ۴۴۱۲۳۳۵

رضا غریب الغربا ۳۳۱۹۵۵

رضا غریب الغرباست  ۴۴۱۲۳۵۸

کدهای آهنگ پیشواز از ابالفضل بختیاری :

دیگه زهرا نمیاد     ۴۴۱۳۲۹

پرستوی علی        ۴۴۱۳۳۷

خاتون دو عالم دختر نبی خاتم ۳۳۱۲۹۸

فدای اسم تو         ۴۴۱۳۵۰

تنها اسیر و خسته منم ۴۴۱۴۴۵

کدهای آهنگ پیشواز مربوط به حضرت مهدی ( عج ) رهبر و امام شیعه

کدهای آهنگ پیشواز از حاج مهدی سماواتی :

ای منتظر منتظران  ۴۴۱۲۷۹۱

چشم یعقوب و دیدار تو ۴۴۱۲۷۹۳

آفتابا در پرده پنهان تا به کی ۴۴۱۲۷۹۲

امیر بی کسان بیا     ۴۴۱۲۸۰۷

امید آخر دلها          ۴۴۱۲۸۰۶

نیست در سینه قرار  ۴۴۱۲۸۰۵

همه شب بر سر آنم  ۴۴۱۲۸۰۱

غایب ز نظر         ۴۴۱۲۸۰۰

مهدیا تا به کی        ۴۴۱۲۸۰۹

ای ظهور درمان درد ها بیا ۴۴۱۲۷۹۸

یا مهدی بیا           ۴۴۱۲۸۰۹

ساغر چشمانت       ۴۴۱۲۸۰۸

کدهای آهنگ پیشواز از ماشاءالله عابدی :

دل تقدیم تو           ۴۴۱۲۷۹۶

در راه جمعه ای ایست ۴۴۱۲۷۹۵

در فراغت            ۴۴۱۲۷۹۴

نمیبینم رویت را      ۴۴۱۲۸۰۴

حسرت دیدار تو      ۴۴۱۲۸۰۲

غایب ز نظر ای همای عشق ۴۴۱۲۷۹۹

کدهای آهنگ پیشواز از حاج سید مهدی میرداماد :

تو دلم یه دنیا حرفه   ۴۴۱۲۸۱۶

چی میشه یه بار شبونه ۴۴۱۲۸۱۶

کدهای آهنگ پیشواز از حاج سعید حدادیان :

گر بیایی               ۴۴۱۲۸۱۳

آن سفر کرده          ۴۴۱۲۸۱۱

عالم به ذکر مهدی آل پیمبر است ۴۴۱۲۸۱۲

کدهای آهنگ پیشواز از حاج مهدی سلحشور :

کربلا قبله نما         ۴۴۱۲۷۹۰

حسین حسین آقام آقام ۴۴۱۲۷۸۹

دو پرچم سرخ        ۴۴۱۲۷۸۸

همه شب خون به جگر دارم ۴۴۱۲۸۱۰

کدهای آهنگ پیشواز همراه اول :

کدهای آهنگ پیشواز از کربلایی حمید علیمی :

غروب مدینه چه دلگیره ۳۰۰۸۲

نمیدونم کی ام آدمی خاکی ام ۳۰۰۸۴

یاد چوب خیزران ۱۰۲۰۷

گل ارغوانم ۳۰۰۸۱

توبه طوفان بلا نوحم بودی ۳۰۰۸۶

آرام جان لیلا ۱۰۲۰۸

کدهای آهنگ پیشواز از مداحان مختلف :

حاج مهدی سلحشور – گل سرخ و ارغوانی ۳۰۰۸۵

حاج حسن خلج – پرستوی مهاجرم ۳۰۰۷۹

کربلایی جواد مقدم – کرب و بلا نبر ز یادم ۱۰۱۴۸

حاج مهدی میرداماد – لبیک یا حسین ۱۰۲۱۸

حاج مهدی میرداماد – فاطمه یعنی تمام هستی ام ۳۰۰۸۰

حاج مهدی اکبری – سلام بابا دیگه بی جوابه ۳۰۰۷۱

حاج مهدی اکبری – فاطمه خدا کنه از رو زمین پاشی ۳۰۰۷۲

کربلایی حسین سیب سرخی – ساقی قلبش در تب و تاب ۱۰۱۹۶

حاج عبدالرضا هلالی – حیدر بابا ۱۰۲۰۲

حاج عبدالرضا هلالی – آقای من دنیای من ۱۰۲۱۲

آهنگ های پیشواز از حاج مجید بنی فاطمه :

لک لبیک ۱۰۲۰۶

عمو عباس ۱۰۱۰۶

بیا تا یه سیب سرخ و بو کنیم ۱۰۲۰۵

بوی سیب ۱۰۱۰۹

کدهای آهنگ پیشواز از محمود کریمی :

چشمام به چشم تو ۱۰۱۹۷

پرستوی سفیدم ۱۰۱۸۶

ندیدمت این غصه کم نیست آقا ۱۰۱۸۵

می روم به آخرین سفر ۱۰۱۸۴

من نمردم که تو تنهایی ۱۰۱۹۹

مرو قرار حیدر ۳۰۰۷۵

ما هم برون فتاده ۱۰۱۸۲

مادر جوونم ۳۰۰۷۶

قشنگ ترین بابای دنیا ۱۰۱۱۱

غضب نگاهش حیدریه ۱۰۱۸۰

ابالفضل شیرین ترین یار حسین ۱۰۱۷۳


موضوعات مرتبط: محرم و صفر 90
[ پنجشنبه بیست و نهم دی 1390 ] [ 13:47 ] [ حامد ] [ ]

در اين روز زيارت امام حسين (ع‌) مستحب است و اين زيارت‌، همانا خواندن زيارت اربعين است كه از امام عسكري (ع‌) روايت ‌شده كه فرمود: علامات مؤمن پنج تاست‌: خواندن 51 ركعت نماز در شبانه‌روز ـ نمازهاي واجب و نافله و نماز و شب ـ به دست كردن انگشتري دردست راست‌، برآمدن پيشاني از سجده‌، و بلند خواندن بسم الله الرحمن ‌الرحيم در نماز.
شيخ طوسي سپس متن زيارت اربعين را با سند به نقل از حضرت صادق عليه ‌السلام آورده است‌: السلام علي ولي الله و حبيبه‌، السلام علي خليل الله و نجيبه‌، السلام علي صفي الله و ابن صفيه‌...
اين مطلبي است كه شيخ طوسي‌، عالم فرهيخته و معتبر و معقول شيعه در قرن ‌پنجم درباره اربعين آورده است‌. طبعا بر اساس اعتباري كه اين روز ميان ‌شيعيان داشته است‌، از همان آغاز كه تاريخش معلوم نيست‌، شيعيان به حرمت ‌آن‌، زيارت اربعين مي‌خوانده‌اند و اگر مي ‌توانسته‌اند مانند جابر بر مزار امام ‌حسين (ع‌) گرد آمده و آن امام را زيارت مي‌كردند. اين سنت تا به امروز درعراق با قوت برپاست ‌و شاهدیم که میلیونها شیعه عراقی و غیر عراقی در این روز بر مزار امام حسین (ع) جمع می شوند
.

موضوعات مرتبط: محرم و صفر 90
[ شنبه بیست و چهارم دی 1390 ] [ 6:0 ] [ حامد ] [ ]

 

غم سینه ی شاکی

                          غم چادر خاکی

                                             غم سینه ی گلگون

                                                                       غم میخ پر از خون

                                                                                          شده قاتل زینب

غم دستای بسته

                         غم فرق شکسته

                                                 غم راس بریده

                                                                       غم گوش دریده

                                                                                                شده قاتل زینب

غم موی کشیده

                          غم قد خمیده

                                                 غم روی رقیه

                                                                     غم پای رقیه

                                                                                          شده قاتل زینب

 


موضوعات مرتبط: محرم و صفر 90
[ جمعه بیست و سوم دی 1390 ] [ 0:58 ] [ حامد ] [ ]

اربعین حسینی

جمعه 90/10/23 ساعت 20

با کلام حجت الاسلام حیدری نژاد

با نوای کربلایی مصطفی شکوهی

بیسکوران- مسجد امام علی (علیه السلام)

هیئت قاسم بن الحسن (علیهم السلام)


موضوعات مرتبط: اطلاع رسانی هیات، محرم و صفر 90
[ پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 ] [ 14:22 ] [ حامد ] [ ]

روضه هفتگی

امشب (جمعه90/10/16)ساعت 20

سخنران حجت الاسلام حیدری نژاد

با مداحی برادر مصطفی شکوهی

مکان:بیسکوران- مسجد امام علی (علیه السلام)

هیئت قاسم بن الحسن (علیه السلام)


موضوعات مرتبط: اطلاع رسانی هیات
[ جمعه شانزدهم دی 1390 ] [ 5:0 ] [ حامد ] [ ]

هنوز هوای متراکم صحرا متاثر از صدای غل و زنجیری است که دستان مبارک

تو را  برگرفته بوددند.

هنوز آسمان فریاد داغ دیدگانی را که سر بر دامان  تو آرام میگرفتند فراموش

نکرده است. 

مولای من چگونه بگویم از سفر تلخ و پر مشقّت تو

چه بگویم از طعنه و زخم زبان نااهلان یک عمر با زینب رسالت سنگین رساندن

پیام عاشورا را بر گردن کشیدی.


موضوعات مرتبط: محرم و صفر 90
[ پنجشنبه پانزدهم دی 1390 ] [ 11:19 ] [ حامد ] [ ]
خصوصیات رهبرى امام حسین علیه السلام در احیاى دین

افرادى كه در طول تاریخ به احیاگرى پرداخته‏اند انسان‌هاى استثنایى، بى‏نظیر یا كم‌ نظیرى بوده‏اند كه داراى خصوصیات ویژه‏اى بودند. و همین خصوصیات بوده كه آنها را از دیگران متمایز ساخته و منشا اثر نموده است. در این قسمت ‏به چند ویژگى مهم در نحوه رهبرى احیاگران در جامعه اسلامى بهخصوص رهبرى نهضت عاشورا اشاره مى‏كنیم كه از سیره پیامبر اكرم و ائمه اطهار علیهم السلام استفاده مى‏شود. (23)


موضوعات مرتبط: محرم و صفر 90
ادامه مطلب
[ شنبه دهم دی 1390 ] [ 18:43 ] [ حامد ] [ ]
آسیب‏شناسى در بُعد ایجابى

یكى از موارد بسیار حاد آسیب در جامعه دینى امام حسین علیه السلام گرایش توده مردم به مسلك «جبر» بوده است. آنچه مجموعا از تاریخ اسلام روشن مى‏شود این است كه مسلمانان صدر اسلام با اعتقاد راسخى كه به «قضا و قدر» داشتند، این تعلیم را آن چنان دریافت كرده بودند كه در نظرشان با تسلط خودشان بر سرنوشتشان منافاتى نداشت و مساله تغییر و تبدیل سرنوشت و این كه خود این تغییر و تبدیل‏ها نیز جزو «قضا و قدر» است نزد آنها امرى مسلم بود؛ از این رو، اعتقاد محكم آنان به سرنوشت، آنها را به سوى «جبرگرایى‏» نكشانید و آنان را بى‏حس و لا قید بار نیاورد.

آنها ضمن فعالیت‌هاى شگفت‏آور و متكى به نفس كم ‏نظیرشان، همواره از خداوند بهترین «قضا» را طلب مى‏كردند، چون متوجه بودند كه در هر موردى انواع «قضا و قدرها» هست، بنابراین از خدا بهترین آنها را طلب مى‏كردند، ولى از آغاز حكومت امویان «قضا و قدر» مرادف «جبر» و عدم آزادى و تسلط بى‏منطق یك قدرت نامرئى بر انسان و اعمال و افعال او معرفى شد.

رسوخ این باور در اذهان مسلمانان پیامدهاى بسیار خطرناك و ناگوارى به همراه داشت كه موجب ركود و انحطاط آنان گردید. با این بینش انحرافى اگر شخصى مثل یزید بر جامعه حاكم مى‏شود خواست ‏خدا تلقى مى‏گردد! و اگر مردم مدینه را قتل عام مى‏كند و به خانه خدا هجوم مى‏برد نیز خواست ‏خدا معرفى مى‏شود و... .این یكى از آسیب‏هایى بود كه در عصر امام حسین علیه السلام گریبانگیر عقاید مردم شده بود تا آنجا كه وقتى به عمربن سعد،قاتل امام حسین علیه السلام اعتراض مى‏شود كه چرا حكومت رى را بر كشتن پسر عمویت ‏برگزیدى، عمر در جواب مى‏گوید:

«كانت امور قضیت من السماء و قد اعتذرت الى ابن‏عمى قبل الواقعة فابى الا ما ابى، (17) امورى از جانب خداوند قطعیت ‏یافته، و من قبل از وقوع حادثه كربلا مراتب را به پسر عمویم گفتم و از وقوع آنها عذرخواهى كردم. او هیچ گاه حاضر نشد بیعت را بپذیرد.

آسیب‏شناسى در بُعد سلبى

یكى دیگر از موارد آسیب بر باورهاى دینى در عصر امام حسین علیه السلام كه دین را به كلى از محتوا تهى كرد، شیوع تفكر «مرجئه گرى‏» بود كه موجب جدا شدن «عمل‏» از حوزه «ایمان‏» گردید. یكى از معانى «ارجاء»، «تاخیر انداختن‏» است و وجه تسمیه پیروان این تفكر به «مرجئه‏» نیز از همین باب است.

مرجئه را از این جهت‏ به این اسم خوانده‏اند كه بین «عمل‏» و «ایمان‏» جدایى قایلند و معتقدند كه عمل در حقیقت ایمان شرط نشده است و مرتبه عمل بعد از مرتبه ایمان قرار دارد. به عقیده آنها مؤمن كسى است كه لفظا یا قلبا به اسلام گرایش داشته باشد؛ از این رو، بین ایمان پیامبر صلی الله علیه و آله و ایمان ظاهرى تارك الصلاة یا هر عیاش و آلوده به انواع منكرات كه فقط به زبان ایمان آورده است هیچ فرقى قایل نیستند و هر دو را مؤمن مى‏دانند.

در نامه امام حسین علیه السلام به مردم بصره مى‏خوانیم:

« من شما را به سوى كتاب خدا و سنت پیامبرش فرا مى‏خوانم. آگاه باشید كه سنت‌ها نابود شده و بدعت‌ها آشكار شده و شما اى مردم اگر با من همراه شوید و ندایم را پاسخ مثبت گویید، من به راه روشن دیانت رهنمونتان خواهم كرد
موضوعات مرتبط: محرم و صفر 90
[ دوشنبه پنجم دی 1390 ] [ 18:42 ] [ حامد ] [ ]
آسیب‏شناسى باورهاى دینى در عصر امام حسین علیه السلام

عصر امام حسین علیه السلام با آفات و آسیب‏هاى گوناگونى در باورهاى دینى مواجه بود و «آسیب‏شناسى باورهاى دینى‏» نقش مهمى در شكل‏گیرى جریان نهضت عاشورا داشت كه در اینجا به خاطر اهمیت آن نسبت ‏به سایر آسیب‏شناسى‏ها و این كه آسیب‏هاى اعتقادى، ریشه و منشا آفات و آسیب‏هاى دیگر است، به ذكر برجسته‏ترین آنها مى‏پردازیم. (16)

آسیب‏هاى وارده بر باورهاى دینى را مى‏توان به دو دسته تقسیم كرد:

1. آسیب‏هاى ایجابى (آنچه در اسلام و از اسلام نیست، به آن نسبت داده شود)،

2. آسیب‏هاى سلبى (آنچه در اسلام بوده متروك و مهجور گردد) .

برخى آسیب‏هاى ایجابى و سلبى وارد بر دین و باورهاى دینى عبارت بودند از:

1. ظهور خوارج با عقایدى مخصوص به خود،

2. تكفیر منكران خلافت‏ خلفا به عنوان یك اصل دینى،

3. اعتقاد به قدر (اختیار مطلق)،

4. ترویج تفكر جبرى،

5. شیوع مرجئه گرى و...

در این مقاله براى اختصار، به ذكر دو نمونه اخیر از آسیب‏هاى ایجابى و سلبى (جبرگرائى و مرجئه گرى) حادث شده در آن دوره، كه در سرنوشت اسلام بهطور عموم و به ‏ویژه در شكل‏گیرى حادثه كربلا نقش به سزایى داشته، اكتفا شده، تحقیق بیش از این به توفیقى دیگر موكول مى‏شود.

ترویج اندیشه‏هایى همانند «تفكر مرجئه‏» مى‏توانست در توجیه اعمال ناشایست مسلمانان نقش مؤثرى داشته باشد؛ چرا كه از یك سو به آنان آزادى عمل مى‏داد كه هر خلافى را به راحتى مرتكب شوند و در عین حال احترامشان نیز در بین توده مردم محفوظ بماند.

همچنین ترویج این اندیشه در بین مردم مى‏توانست از بروز بسیارى از قیام‌ها و حركت‌هاى مردمى جلوگیرى نماید. بنابراین در سایه چنین تفكرى، حاكمان بنى‏امیه مى‏توانستند دست‏ به هر گناه و جنایتى بزنند و مردم نیز هیچ عكس‏العملى از خود نشان ندهند. این اندیشه هنگامى كه در كنار اندیشه جبرگرایان قرار مى‏گرفت ‏بر ابعاد پیامدهاى ویرانگر آن افزوده مى‏شد؛ اندیشه «جبر»، به كلى از انسان سلب مسئولیت مى‏كرد و تفكر «ارجا»، اسلام و ایمان هر جنایت پیشه‏اى را تضمین مى‏نمود!


موضوعات مرتبط: محرم و صفر 90
[ جمعه دوم دی 1390 ] [ 18:42 ] [ حامد ] [ ]

فرجام قاتلان شهدای کربلا

  
موضوعات مرتبط: محرم و صفر 90
ادامه مطلب
[ جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ] [ 18:52 ] [ حامد ] [ ]

سوگواری برای سیدالشهدا ، چرا؟


جهان آفرینش دارای قوانینی است که آن قوانین را آفریننده ی جهان وضع نموده است. آفریننده ای که حکیم است و هیچ کاری را بیهوده و بدون حکمت انجام نداده است.

در سراسر این جهان که می نگریم چیزی جز عظمت و بزرگی خالق نمی بینیم. قوانینی که وضع کرده و سنتهائی که قرار داده، هیچکدام دارای کمترین نقص و نارسائی نیست و دانشمندان و اندیشه وران در تحلیل و کشف علل این قوانین در تکاپو می باشند. به رمز و راز برخی از این پدیده ها پی می برند ولی در تحلیل بسیاری از اسرار آفرینش و رموز هستی ناتوان می مانند.

یکی از قوانین ثابت شده ی در جهان، قانون جاذبه است. احدی در ثابت بودن این مطلب تردیدی ندارد. یا اینکه آب در 100 درجه ی سانتی گراد به جوش می آید. این قوانین و اصول تغییر ناپذیر و بدیهی به نظر می آیند.

همانگونه که نظام طبیعی جهان بر پایه ی قوانین وضع شده از طرف خالق جهان استوار است، این آفریننده ی دانا و توانا ارزشهای این جهان را هم مشخص نموده است.

یعنی هموست که در کنار وضع و ایجاد قوانین حاکم بر طبیعت، ارزشهای مطلوب را هم مقرر می نماید. به همین دلیل، همانطور که نمی توانیم در برابر این فورمولها و برنامه های طبیعی عالم آفرینش از قبیل به جوش آمدن آب در 100 درجه سانتی گراد، قانون نیوتن و ... چون و چرا کنیم، نمی توانیم در ارزشهای حاکم بر جهان هم تشکیک و تردید کنیم.

اینکه انسان در برابر امر و نهی الهی و در مقابل همه ی قوانین و ارزشها عالم خلقت تسلیم محض باشد را تعبد می گویند. تعبد در برابر خدا آن چیزی است از هر انسانی خواسته شده است. گاهی پذیرفتن این تعبد و بندگی آسان است و گاهی دشوار. مثلاً اینکه نماز صبح را باید حتماً دو رکعت بخوانیم امری تعبدی است. چون و چرا نمی شود کرد. ولی پذیرش این موضوع راحت است. معمولاً کسی در این امر که چرا نماز صبح باید حتماً دو رکعت باشد به تنازع و جدال برنمی خیزد.

اما پذیرش برخی از امور تعبدی کمی دشوارتر است. برای نمونه به داستان ابراهیم خلیل (ع) می توان اشاره کرد. با کدام عقل بشری می توان پذیرفت که پدری، فرزندش را از لب تیغ بگذراند و او را قربانی نماید؟ با چه منطقی می توان چنین عملی را توجیه کرد؟ چگونه می توان پذیرفت که فردی پس از سالها دعا و نیایش و در سن پیری فرزندی که خدا به او مرحمت کرده را در اوج عشق و علاقه ذبح کند؟ هیچ جوابی جز تعبد محض و تسلیم کامل در برابر خواست و مشیت الهی نمی تواند انسان را قانع کند.

عمده ی احکام فقهی تعبدی است. یعنی نمی توانیم به حکمت آن پی ببریم و صرفاً چون امر خداست باید نسبت به آن خاضع باشیم.

یکی از اموری که در روایات ما نسبت به آن تاکید و توصیه فراوانی صورت گرفته، بحث عزاداری سالار شهیدان و حضرت اباعبدالله الحسین(ع) است. توجه به ساحت مقدس آن امام همام و توسل به ذیل عنایت آن بزرگوار و گریستن در مصائب ایشان از مسائلی است که به آن سفارش شده ایم.

بنابر روایات، اشک بر آن حضرت از ثواب بالایی برخوردار است. آنقدر که نمی توان تصور کرد.


موضوعات مرتبط: محرم و صفر 90
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و دوم آذر 1390 ] [ 18:36 ] [ حامد ] [ ]

سوگواری برای سیدالشهدا ، چرا؟


جهان آفرینش دارای قوانینی است که آن قوانین را آفریننده ی جهان وضع نموده است. آفریننده ای که حکیم است و هیچ کاری را بیهوده و بدون حکمت انجام نداده است.

در سراسر این جهان که می نگریم چیزی جز عظمت و بزرگی خالق نمی بینیم. قوانینی که وضع کرده و سنتهائی که قرار داده، هیچکدام دارای کمترین نقص و نارسائی نیست و دانشمندان و اندیشه وران در تحلیل و کشف علل این قوانین در تکاپو می باشند. به رمز و راز برخی از این پدیده ها پی می برند ولی در تحلیل بسیاری از اسرار آفرینش و رموز هستی ناتوان می مانند.

یکی از قوانین ثابت شده ی در جهان، قانون جاذبه است. احدی در ثابت بودن این مطلب تردیدی ندارد. یا اینکه آب در 100 درجه ی سانتی گراد به جوش می آید. این قوانین و اصول تغییر ناپذیر و بدیهی به نظر می آیند.

همانگونه که نظام طبیعی جهان بر پایه ی قوانین وضع شده از طرف خالق جهان استوار است، این آفریننده ی دانا و توانا ارزشهای این جهان را هم مشخص نموده است.

یعنی هموست که در کنار وضع و ایجاد قوانین حاکم بر طبیعت، ارزشهای مطلوب را هم مقرر می نماید. به همین دلیل، همانطور که نمی توانیم در برابر این فورمولها و برنامه های طبیعی عالم آفرینش از قبیل به جوش آمدن آب در 100 درجه سانتی گراد، قانون نیوتن و ... چون و چرا کنیم، نمی توانیم در ارزشهای حاکم بر جهان هم تشکیک و تردید کنیم.

اینکه انسان در برابر امر و نهی الهی و در مقابل همه ی قوانین و ارزشها عالم خلقت تسلیم محض باشد را تعبد می گویند. تعبد در برابر خدا آن چیزی است از هر انسانی خواسته شده است. گاهی پذیرفتن این تعبد و بندگی آسان است و گاهی دشوار. مثلاً اینکه نماز صبح را باید حتماً دو رکعت بخوانیم امری تعبدی است. چون و چرا نمی شود کرد. ولی پذیرش این موضوع راحت است. معمولاً کسی در این امر که چرا نماز صبح باید حتماً دو رکعت باشد به تنازع و جدال برنمی خیزد.

اما پذیرش برخی از امور تعبدی کمی دشوارتر است. برای نمونه به داستان ابراهیم خلیل (ع) می توان اشاره کرد. با کدام عقل بشری می توان پذیرفت که پدری، فرزندش را از لب تیغ بگذراند و او را قربانی نماید؟ با چه منطقی می توان چنین عملی را توجیه کرد؟ چگونه می توان پذیرفت که فردی پس از سالها دعا و نیایش و در سن پیری فرزندی که خدا به او مرحمت کرده را در اوج عشق و علاقه ذبح کند؟ هیچ جوابی جز تعبد محض و تسلیم کامل در برابر خواست و مشیت الهی نمی تواند انسان را قانع کند.

عمده ی احکام فقهی تعبدی است. یعنی نمی توانیم به حکمت آن پی ببریم و صرفاً چون امر خداست باید نسبت به آن خاضع باشیم.

یکی از اموری که در روایات ما نسبت به آن تاکید و توصیه فراوانی صورت گرفته، بحث عزاداری سالار شهیدان و حضرت اباعبدالله الحسین(ع) است. توجه به ساحت مقدس آن امام همام و توسل به ذیل عنایت آن بزرگوار و گریستن در مصائب ایشان از مسائلی است که به آن سفارش شده ایم.

بنابر روایات، اشک بر آن حضرت از ثواب بالایی برخوردار است. آنقدر که نمی توان تصور کرد.


موضوعات مرتبط: محرم و صفر 90
ادامه مطلب
[ دوشنبه هفتم آذر 1390 ] [ 21:17 ] [ حامد ] [ ]

اعتقاد به مبدا و معاد

عقیده به مبدا و معاد، مهم‌ترین عامل جهاد و فداکاری در راه خداست و بدون آن، هیچ رزمنده‌ای معتقدانه در صحنه دفاع قدم نمی‌گذارد و خود را که در جنگی كه به شهادت منتهی می‌شود، برنده نمی‌داند. بدون عقیده به حیات اخروی، با چه انگیزه‌ای می‌توان از جهاد و جانبازی استقبال کرد؟

از این رو، چنین اعتقادی در کلمات امام حسین علیه‌السلام و اشعار و رجزهای او و یارانش، نقشی محوری دارد و به برجسته‌ترین شکل، خود را نشان می‌دهد. امام حسین علیه‌السلام روز عاشورا وقتی بی‌تابی خواهرش را می‌بیند، این فلسفه بلند را یادآور می‌شود و می‌فرماید:

«خواهرم! خدا را در نظر داشته باش. بدان که همه زمینیان می‌میرند، آسمانیان هم نمی‌مانند. هر چیزی جز وجه خدا که آفریدگار هستی است. از بین رفتنی است، خداوند همگان را دوباره بر‌می‌انگیزد... .» (1)

در سخن دیگری که در شب عاشورا با اصحاب خویش فرمود، باز هم تاکید بر همین محورها را می‌بینم، از جمله این‌ که:

«بدانید که شیرینی و تلخی دنیا، خواب است و «بیداری» در آخرت است. رستگار کسی است که به فلاح آخرت برسد و بدبخت کسی است که به شقاوت آخرت گرفتار آید.» (2)

باور به معاد، رشته‌های علقه انسان را از دنیا می‌گسلد و راحت‌تر می‌تواند در مسیر عمل به تکلیف، از جان بگذرد. امام در اشعاری که پس از شنیدن خبر شهادت مسلم بن عقیل، از فرزدق در مسیر راه کوفه شنید، به این جلوه تابناک اشاره فرمود:

«اگر دنیا ارزشمند به حساب آید، سرای آخرت که خانه پاداش الهی است، برتر و نیکوتر است و اگر بدن‌ها برای مرگ پدید آمده‌اند، پس شهادت در راه خدا برتر است.» (3)

پیش از این اشعار هم، بر مسلم بن عقیل رحمت فرستاد، و به عنوان کسی که «به سوی روح و ریحان و بهشت رضوان الهی رفت و ما نیز در پی اوییم»، از او یاد کرد.

با این دید، شهادت خود و هر یک از همراهان و دودمانش را رسیدن به ابدیتی می‌دانست که «آرمیدن در جوار رحمت الهی و دیدار با رسول خدا و دست یافتن به بهشت برین» را دارا بود. آن همه تاکید بر اجر الهی و رسیدن به فوز و رستگاری و نوشیدن از شراب‌های بهشتی و برخورداری از نعمت‌های جاودانی الهی، ایجاد انگیزه جهاد و شهادت می‌کرد، چرا که شهدای کربلا با این دید مرگ را آغاز حیات طیبه در جوار رسول‌الله می‌دیدند، نه پایان یافتن خط هستی و به نهایت رسیدن وجود!

وقتی علی‌اکبر علیه‌السلام به میدان رفت و جنگید و تشنه بازگشت، امام در فرا خواندن او به مقاومت و ادامه نبرد فرمود: به زودی جدّت رسول خدا را دیدار کرده، از دست او سیراب خواهی شد و شربتی گوارا خواهی نوشید که پس از آن تشنگی نیست. (4)

آنگاه هم که سر جوانش را بر دامن نهاده بود و خون از چهره و دندان‌هایش پاک می‌کرد، فرزند را نوید داد که از رنج و اندوه دنیا رسته و به روح و ریحان بهشتی رسیده‌ای. (5)


موضوعات مرتبط: محرم و صفر 90
ادامه مطلب
[ دوشنبه هفتم آذر 1390 ] [ 13:19 ] [ حامد ] [ ]

توحید در عقیده و عمل

*h-ì/ /1 9bì/g h 9ed

 رسالت تبیین «مکتب» و تصحیح باورهای مردم در مسائل عقیدتی و بینشی، بر عهده «امام» است. امامان با سخن و عملشان هم صورت صحیح اعتقادات را می‌نمایانند، هم با انحرافات عقیدتی مقابله و مبارزه می‌کنند. این که توحید ناب چیست و خداباوری و عقیده به مبدا و معاد چه نقشی در زندگی دارد و شیوه انبیا و مرامشان کدام است و تداوم خط رسالت در قالب «امامت» چگونه است و دین چیست و اهل‌بیت علهیم‌السلام کیانند و چه مسوولیتی دارند و وظیفه امت در قبال امام چیست، همه و همه جلوه‌هایی از «پیام‌های اعتقادی» عاشورا است. اگر به قیام سیدالشهداء علیه‌السلام از این دیدگاه بنگریم، درس‌‌های عظیمی را خواهیم آموخت و عاشورا را کلاس درسی خواهیم یافت که در سخنان امام و عاشوراییان، متجلی گشته است.

حتی رجز‌های اصحاب امام و خطبه‌های امام و اهل‌بیت، چه قبل از شهادت و چه در مقطع اسارت، پر از نکته‌های عقیدتی است.

علاوه بر بُعد نظری و تبیین خطوط اصلی و روشن دین، تجلی این باورها در عمل آنان، جلوه دیگری از بعد اعتقای مساله است. مثلا «توحید» را نه صرفا از بعد نظری، بلکه توحید در عبادت و اطاعت را نیز در صحنه عاشورا و انقلاب امام حسین علیه‌السلام می‌توان دید و این، بسی آموزنده‌تر و تاثیرگذارتر از جنبه‌ فکری و ذهنی موضوع است. عقیده به خدا و قیامت، نه تنها به صورت یک باور خشک ذهنی، بلکه منشا اثر در زندگی فردی و اجتماعی مسلمان مطرح است و تلاش‌های او را حتی در صحنه مبارزه، جهت می‌دهد. اعتقاد به امامت نیز، نه صرفا در حد یک بحث کلامی و احتجاجات قرآنی و حدیثی در مورد این که پس از پیامبر، چه کسی خلافت دارد، بلکه به عنوان نظام سیاسی و پذیرش ولایت پیشوای صالح و خط مشی منطبق بر قرآن و سنت رسول و این که چه کسی شایسته زمامداری امت اسلامی است، مطرح می‌گردد.

جایگاه اهل‌بیت‌ پیامبر صلی‌الله علیه و آله در جامعه اسلامی نیز از همین زاویه قابل طرح است و نیز اصل مساله رسالت حضرت محمد صلی‌الله علیه و آله و قرآن و وحی و شفاعت و ... باید هر کدام به نحوی که دارای «پیام» است، در نهضت عاشورا مورد مطالعه قرار بگیرد. تنها در این صورت است که حرکت عاشورایی در امتداد زمان، گسترش و دوام می‌یابد و نسل‌های امروز و آینده را در مورد خطاب  قرار می‌دهد و هدایتگر می‌شود.

بعد اعتقادی کربلا نباید مورد غفلت قرار گیرد، هم محتواهای عقیدتی که در مجموعه این حماسه متجلی است، هم اساس نهضت کربلا که برای حفظ باورهای ناب از زوال تحریف بود. این هدف مهمی بود که شهید بزرگی همچون ابا عبدالله الحسین علیه‌السلام فدای تحقق آن شد.

در سخنان امام حسین علیه‌السلام و یاران او، مفاهیم بلندی از اعتقادات در محورهای خداشناسی، رسالت انبیاء، نقش وحی و قرآن در زندگی، اصالت دین و گمراهی بدعت‌گذاران، زندگی ابدی و حیات پس از مرگ، بهشت و جهنم، حساب و اجر و عذاب، شفاعت، حقانیت امامان برای ولایت و خلافت، وظیفه مردم نسبت به حجج‌ الهی، نفاق دنیاپرستان، استفاده از عقاید دینی برای اغفال مردم و ... دیده می‌شود که جای مطالعه دارد.


موضوعات مرتبط: محرم و صفر 90
ادامه مطلب
[ یکشنبه ششم آذر 1390 ] [ 7:57 ] [ حامد ] [ ]

حلول ماه عشق

برنامه های محرم هیئت قاسم بن الحسن(علیه السلام)بشرح ذیل اعلام می گردد:

جمعه 4 آذر  :برنامه هفتگی و پیشواز محرم

از شنبه 5آذر الی 17 آذر بمدت 13 شب برنامه دهه اول محرم

ساعت 20

گرمسار- خیابان بیسکوران کوچه مژده - مسجد امام علی(علیه السلام)


موضوعات مرتبط: اطلاع رسانی هیات، محرم و صفر 90
[ پنجشنبه سوم آذر 1390 ] [ 13:25 ] [ حامد ] [ ]

*جشن ولایت*

مراسم وقف مسجد امام علی(ع) گرمسار

شنبه ۲۸/۸/۱۳۹۰  ساعت ۱۹

گرمسار -بیسکوران- هیئت قاسم بن الحسن(ع)


موضوعات مرتبط: اطلاع رسانی هیات
[ شنبه بیست و هشتم آبان 1390 ] [ 5:7 ] [ حامد ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

پایگاه اطلاع رسانی برنامه های هیات فرهنگی_مذهبی قاسم ابن الحسن (ع)شهرستان گرمسار
ایران رمان